أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

291

قانون ( فارسى )

گويند . مزاج : خشكى و گرمى معتدل دارد و گويند در درجهء دوم گرم است . خاصيت : قبض است . اندامان راننده : شكم را بند آرد . اندامان غذا : معده را تقويت مىكند . قرطم ( كاجيره ) : كاجيرهء كاشتنى و كاجيرهء بيابانى هست . بعضى كاجيرهء بيابانى را ( اطريطولس ) گويند . نوع بيابانى به نوع كاشتنى شبيه است اما برگش بسيار درازتر از كاشتنى است و برگها بر سر ساقه‌ها قرار دارند و باقى ساقه برهنه و بىبرگ است . گلش زرد است . بيخ كاجيره ارزش دارويى ندارد ، اما سائيدهء برگ و برش مفيدند . مزاج : چنان مشهور است كه كاجيرهء بيابانى در اول گرم و در دوم خشك است . ليكن در حقيقت در دوم گرم و در سوم خشك است . خاصيت : روغنش تقريبا حكم روغن گزنه دارد و از آن ناتوانتر است . و از گياهانى است كه شير را پنير كند و قسم آبكى را از شير جدا مىنمايد . به عقيدهء مسيح : كاجيره شير بندآمده را آب كند و شير مايع را مىبنداند و بسيار كم‌غذاست . ديسقوريدوس گويد : نيش‌زده اگر كاجيره بدست گيرد احساس درد نمىكند و همين‌كه آن را انداخت درد بازگردد . سينه : سينه را مىپالايد و صدا را صاف كند . اندامان غذا : براى معده خوب نيست . شير را در معده پنير مىكند . اندامان راننده : با انجير يا عسل خورند بلغم سوخته را بيرون آرد . علاج قولنج است . شهوت برانگيزد . روغن كاجيرهء كاشتنى شكم را روان سازد . اگر مغز دانه‌اش را در آبگوشت ريزند ؟ يا از مغز دانهء كاجيره و بادام و عسل حب سازند و چهار درخمى خورند مسهل است . و اگر از مغز دانهء كاجيره و كوشنه و بادام تلخ مقدار سه ( اونولوس ) و از انيسون و نطرون هر يكى يك درخمى با انجير خشك و عسل مخلوط كنند و به اندازهء گردويى يا دو گردو بخورند مادهء آبكى را بيرون ريزد . گاهى براى اسهال دادن حلواى كاجيره مىپزند كه بدين قرار است : مغز كاجيره و بادام پوست‌كنده و انيسون و عسل را باهم مىپزند . حلوا شود و قبل از شام خوردن گاه‌گاهى از آن مىخورند . اگر مغز كاجيرهء سبز را وزن بيست درهم در يك رطل آب گرم كنند و ده درهم سائيدهء پانيد سفيد بر آن اضافه كنند و بخورند بلغم را بيرون دهد . زهرها : برگ يا ثمر كاجيرهء بيابانى يا هر دو را باهم خورند پادزهر نيش كژدم است . و به گمان بعضى اگر نيش‌زده كاجيرهء بيابانى يا ثمر آن را در دهان نگه دارد احساس درد از نيش نمىكند و چون تف كند درد برگردد . قطران : افشرهء درختى است كه آن را شربين گويند . قوت دود قطران همچون دود زفت است . گاهى به وسيلهء پشم روغن از آن گيرند . و گاهى بوسيلهء كوبيدن از آن روغن استخراج كنند . مزاج : در چهارم گرم و خشك است . خاصيت : خون را به نزديكى پوست آرد . داغ‌گذار است . لاش مرده را از گنديدن حفظ كند . آرايش : شپش و رشك آدميزاد و حيوانات را ريشه‌كن مىكند . زخم و قرحه : گوشت سست را محكم كند ، علاج گرى آدمى و حيوان است . روغنش بهترين علاج گرى چهارپايان و سگها و شترها است . مفاصل : در معالجهء گسستگى ماهيچه و جمع آمدن خون و ريم در ماهيچه خوب است . ليسيدنى و ماليدنى آن داروى پاغر و واريس است . سر : قطران بر سر ماليدن بهترين علاج سردرد است . در گوش چكانند كرم گوش را مىكشد . با آب زوفا در گوش چكانند صداها و وزوز گوش را خاموش كند . با آب